دریاچه
مجله ای سرشار از مطالب جالب و متفاوت

ویتامین A :

چنانچه منابع حیوانی غنی از ویتامین A  مانند جگر، به مقدار زیاد و مکرر مصرف شوند، می تواند موجب بروز مسمومیت حاصل از تجمع ویتامین A در کبد شود. در بعضی موارد دیده شده که مصرف زیاد و مکرر مواد حاوی کاروتنوئیدها (پیش ساز ویتامین A) مانند آب هویج ، آب گوجه فرنگی  و آب سایر سبزی ها یا میوه های حاوی ویتامین A ، رنگ زرد در پوست ایجاد می نماید.

برخی از افراد تصور می کنند که مصرف این مواد موجب اختلالات کبدی  و بروز یرقان در شخص می شود. این تصور صحیح نیست و مصرف منابع گیاهی ویتامین A به طور معمول هیچ گونه عارضه ای در کبد ایجاد نمی کند و رنگ زرد حاصله، ارتباطی با یرقان ندارد، بکله این زردی در پوست به علت تجمع کاروتن  (که زرد رنگ است) می باشد. در این حالت، مخاط پوست زرد نمی شود، در حالی که در یرقان رنگ زرد مخاط ها علامت مشخصی است.

با قطع مصرف منابع غذایی کاروتن، زردی پوست به زودی برطرف می شود. بنابراین می توانیم بدون نگرانی از مسمومیت حاصل از تجمع ویتامین ها و مواد معدنی، از منابع غذایی سرشار از ویتامین ها و املاح استفاه کنیم و از خواص بسیار مفید و حیاتی آنها بهره ببریم.

اما چنانچه بر اثرات مکمل های دارویی مانند انواع قرص، کپسول و منابع تزریقی ویتامین ها و املاح مروری داشته باشیم، به این نتیجه می رسیم که مصرف مداوم و مکرر این مواد، عوارض و اختلالات ناشی از مسمومیت ویتامینی و مواد معدنی را در انسان ایجاد می نماید.

مصرف مکرر قرص های حاوی ویتامین A با میزان بالا می تواند موجب بروز مسمومیت ویتایمنی در بدن شود.

از عوارض مسمومیت با ویتامین A می توان تغییرات در پوست (خشک شدن و پوسته پوسته شدن)، شکنندگی ناخن ها، ریزش مو، خشکی لب ها، ترک خوردن گوشه ی دهان، خشکی بینی و چشم ها، التهاب لثه ها، بی اشتهایی، خستگی و کوفتگی، سردرد، تحریک پذیری،استفراغ در کودکان و شیرخواران را نام برد. در مادران باردار مسمومیت ، خطر نقص عضو جنین را به همراه دارد.

در حالی که مصرف منابع غذایی این ویتامین، با دارا بودن اثرات مفید در سلامت انسان از قبیل تاثیر در رشد بدن، سلامت پوست و مخاط ها، تقویت بینایی  و حفظ مقاومت بدن در برابر عفونت ها و بیماری ها، باعث مسمومیت ویتامینی و عوارض ناگوار ناشی از آن نخواهد شد. به خصوص چنانچه انسان از منابع گیاهی ویتامین A از قبیل سبزی های برگ سبز(مانند اسفناج و کلم بروکلی) و سبزی های با رنگ نارنجی و نارنجی مایل به قرمز(مانند هویج، گوجه فرنگی و کدو حلوایی) و نیز میوه هایی مانند  زردآلو،  طالبی، انبه و هلو استفاده نماید، در معرض خطر عوارضی ناشی از مسمومیت این ویتامین قرار نخواهد گرفت.

 

 


ویتامین D :

 ویتامین D  نیز از دسته ی ویتامین های محلول در چربی است و مصرف بیش از حد آن، به خصوص اگر همراه با مصرف زیاد کلسیم باشد، می تواند به مسمومیت منجر شود.

استفاده از قرص و آمپول ویتامین D با میزان بالا و به طور مکرر، می تواند عوارضی از قبیل رسوب کلسیم در بافت های نرم مانند کلیه ها،  ریه ها، قلب و گوش ایجاد نماید که در کلیه ها موجب بروز سنگ کلیه،  در ریه ها و قلب باعث عوارض ریوی و قلبی، و در گوش به اختلالات شنوایی و کری منجر می شود. همچنین عوارض دیگری مانند سردرد، تهوع، استفراغ، ضعف، تشنگی زیاد، افزایش حجم ادرار، یبوست، تاخیر در رشد در شیرخواران ، اختلالات گوارشی و شکنندگی استخوان ایجاد می شود.

با توجه مختصری درمی یابیم که با وجود آن که ویتامین D برای سلامت انسان بسیار ضروری است و تاثیر مهمی در رشد و استحکام استخوان ها و دندان ها دارد و نیز کمبود آن موجب بروز راشیتیسم، نرمی استخوان در بزرگسالان و پوکی استخوان  به خصوص در سالمندان  می شود، ولی استفاده ی نا به جا و بیش از حد لازم این ویتامین می تواند اختلالات مهم و ناگواری بر سلامت انسان به جای گذارد و انسان را در معرض عوارض فراوانی قرار دهد.

منبع:تبیان




طبقه بندی: تغذیه و سلامت،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 04:18 قبل از ظهر ] [ علی اکبر غلامی ]

کمبود کلسیم و ویتامین دی نه تنها منجر به بروز پوکی استخوان شده بلکه ابتلا به بیماری‌های سیستمیک، دیابت و به خصوص ابتلای به ام اس را هم در پی داشته است.

قشر قابل توجهی از جامعه ایرانی به کمبود مواد مغذی از جمله ویتامین دی مبتلا هستند به طوری که طبق بررسی‌های انجام شده مشخص شده که حداقل هشتاد درصد کودکان ایرانی به درجات شدید و بیش از نود درصد از آن‌ها به درجات متفاوتی دچار کمبود ویتامین د هستند.

عوارض کمبود ویتامین دی

کمبود ویتامین دی در کودکی باعث بیماری راشیتیسم می‌شود که در اثر آن استخوان‌های فرد، قدرت تحمل وزن او را نداشته و انحنا پیدا می‌کند. دیر دندان درآوردن و نافرمی‌های اندامی هم از نتیجه کمبود این ویتامین است.

در بزرگ‌سالی هم کمبود ویتامین دی کاهش تراکم استخوانی و پوکی استخوان، دیابت، سرطان سینه یا پروستات و ضعف دستگاه ایمنی بدن را در پی دارد. مصرف این ویتامین در پیشگیری از بروز ام اس و جلوگیری از آلزایمر موثر است.

منابع دریافت ویتامین دی

مهم‌ترین منبع دریافت ویتامین دی نور خورشید است که با توجه به سبک زندگی ایرانی‌ها، دریافت ویتامین از این طریق به میزان قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند. پوشیدن لباس‌های تیره و زندگی در خانه‌هایی که معماری آن‌ها بر اساس مشرف نبودن تعریف شده، در کنار سبک غذایی نادرست، بیشتر ایرانی‌ها را به کمبود این ویتامین دچار کرده است. آلودگی هوا هم به عنوان یکی از موانع رسیدن نور خورشید به زمین در این زمینه بی تأثیر نیست. به طور کلی ویتامین دی را از سه منبع می‌توان به دست آورد:

آفتاب

چه بخواهید و چه نه، آفتاب اصلی‌ترین منبع دریافت ویتامین دی است که بدون زحمت و دردسر به دست می‌آید و به انواع قرص‌های خوراکی و مواد غذایی ارجحیت دارد.

مهم‌ترین منبع دریافت ویتامین D نور خورشید است که با توجه به سبک زندگی ایرانی‌ها، دریافت ویتامین از این طریق به میزان قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند.

سعی کنید دقایقی از روز را زیر نور آفتاب باشید. تابش اشعه ماوراء بنفش به پوست باعث می‌شود که ماده‌ای به نام دهیدروکلسترول با طی مراحلی در بدن در کلیه به ویتامین دی تبدیل شود.

افراد با پوست روشن‌تر نسبت به تیره‌ترها، می‌توانند با مدت کمتری در زیر آفتاب بودن، نیاز خود به این ویتامین را تأمین کنند.

منابع خوراکی

چربی ماهی‌ها مانند قزل آلا منبع غنی ویتامین دی هستند. بنابراین سعی کنید حداقل دو بار در هفته ماهی بخورید. غلات و برخی سبزیجات و میوه‌ها هم این ویتامین را در خود دارند، اما میزان آن بسیار کم است. کره، روغن کبد ماهی، زرده تخم مرغ، خامه، جگر و ماهی ساردین هم حاوی مقادیر زیادی از این نوع ویتامین هستند. سعی کنید این مواد را در برنامه غذایی روزانه‌تان جای دهید.

قرص‌ها

آخرین گزینه هم دریافت این ویتامین به صورت مصنوعی و از طریق کپسول و آمپول است که به هر حال جای منابع طبیعی را نمی‌گیرند.

منبع:سایت تبیان




طبقه بندی: پزشکی،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 04:12 قبل از ظهر ] [ علی اکبر غلامی ]

آیا آرزو دارید که آرام، خونسرد و خوددار باشید و فرصت کافی برای آن چه دلخواه شماست در اختیار داشته باشید؟ اگر چه رسیدن به این هدف مشکل به نظر می رسد، اما با کمی تلاش و تجدید نظر در افکار و اعمال خود می توانید به آن نزدیک شوید.

فراموش نکنید در دنیای شلوغ و پر استرس امروزی، به دست آوردن کمی آرامش می تواند غنیمت بزرگی باشد. بهتر است راهکارهای پیشنهادی ما را رعایت کنید:

* همیشه همه کارها را تحت کنترل نگیرید:

افراد پرکار و فعال اغلب احساس می کنند همه کارها باید تحت کنترل آن ها باشد، خصوصا مواقعی که هدف خاصی مدنظرشان است.

بنابراین سعی کنید برای یک بار هم که شده این عادت "کنترل کردن" را رها کنید و بگذارید دیگران مسئولیت کارها را به عهده بگیرند؛ به عنوان مثال بگذارید دیگران برنامه سفر دسته جمعی را سازماندهی کنند و نتیجه حاصله را بدون هیچ اظهار نظری بپذیرید و ببینید چه احساسی به شما دست می دهد. این کار ممکن است برای شما پردغدغه و برای دیگران شگفت انگیز باشد، ولی آرامشی که برای تان به ارمغان می آورد، ارزش آن را دارد.

*مسئولیت های متعدد را نپذیرید:

ممکن است از این که همواره کارهای بسیاری را با هم انجام می دهید به خود ببالید، ولی قطعا در عین کار احساس عدم تمرکز، نگرانی و خستگی می کنید. خانم ها اکثرا از این که قادرند چندین کار را هم زمان انجام دهند به خود می بالند، ولیکن در نهایت از این عمل آسیب می بینند. بنابراین در عهده داری کارها هوشیار باشید؛ یعنی کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظه های عمر خود را بدانید و از انجام کاری که عهده دار هستید، لذت ببرید تا پس از این که کار را به نحو احسن انجام دادید، احساس موفقیت کنید.

*به موفقیت های خود بها دهید:

همیشه توجه داشته باشید که موفقیت در یک کار، پیروزی های بعدی را به دنبال می آورد و احساس خود کم بینی را از انسان دور می کند. کافی است تنها به یک چیز که موجب بالندگی شماست و یا یک زمینه که در آن موفق بوده اید فکر کنید. ارزشمند بودن خود را مورد تایید قرار دهید.

این بار که در مسیر کم ارزش پنداشتن خود قرار گرفتید، سعی کنید موفقیت هایتان را مرور و در آنها تامل کنید. با این عمل همه امور را در دورنمایی مثبت قرار می دهید و احساس آرامش خواهید کرد.

*به نیازهایتان اهمیت دهید:

همیشه به فکر راضی و خوشحال کردن دیگران نباشید، کمی هم به فکر نیازهای معقول و مقبول خود باشید. این دلیل بر خودخواهی نیست. به نقطه نظرات دیگران گوش دهید، ولی اگر لازم می دانید برای این که فرصت کافی برای پاسخ داشته باشید، به آن ها بگویید برای فکر کردن و تصمیم گرفتن درباره آن موضوع نیاز به زمان دارید. در عین حالی که انعطاف پذیر هستید، نسبت به احساسات و عواطف خود نیز واقع گرا و بی رودربایستی باشید. این را بدانید که این گونه برخورد با مسائل حتما با موفقیت توام خواهد بود. اگر رک بودن شما را به وحشت می اندازد، ابتدا از مسائل کوچک شروع کنید و بعد به مسائل بزرگ تر بپردازید تا بدین وسیله گستره آرامش خود را افزایش دهید.

*از کار خود لذت ببرید:

اگر همواره در حال مسامحه و طفره رفتن از انجام کاری هستید و یا احساس می کنید برای انجام کاری تحت فشار هستید، نشان می دهد از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید. واقعیت امر این است که شما به هر حال ناچارید این کار را انجام دهید، پس روی جنبه های لذت بخش آن تمرکز کنید؛ مثلا به حس خوبی که از "به نظم درآوردن امور" یا "مورد تقدیر و ستایش قرار گرفتن" از بابت رسیدن به نتایج مطلوب به شما دست می دهد، تکیه کنید. این دیدگاه مثبت می تواند تنش های درون شما را بزداید و به شما فرصت دهد که دریابید چه تغییرات درازمدتی را می توانید ایجاد کنید.

*انعطاف پذیر باشید.

لزوم یک برنامه منظم روزانه برای تنظیم نیازهای زندگی بسیار خوب و معقول است، ولی نباید اصرار و اجبار در رعایت آن موجب تنش و اضطراب شما شود. سختگیری و جدی بودن زیاد سبب می شود فرصت ها را از دست بدهید و تاکید برای اجرای آن برنامه موجب می شود انرژی خود را بیهوده تلف کنید. در مواقعی که لازم می دانید روش و تاکتیک خود را تغییر دهید تا در کارهای تان موفق تر و در رسیدن به اهداف تان خلاق تر شوید.

انعطاف پذیری به شما آرامش بیشتری می دهد چون به شما فرصت می دهد حین انجام کار، روش خود را انتخاب کنید.

*بین کار و زندگی تعادل برقرار کنید:

تداخل و ادغام مسائل کاری با زندگی خصوصی باعث اختلالات جسمی و روحی می شود. برنامه و زمانی را برای توقف کار انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. در خانه به کار فکر نکنید و توجه خود را به زندگی خانوادگی معطوف دارید. مواردی پیش می آید که این کار برای تان مقدور نیست، ولی سعی کنید بیشتر این مساله را رعایت کنید.

*عکس العمل های تان را عوض کنید:

ممکن است همواره در تغییر شرایط تنش آفرین موفق نباشید، لیکن با تغییر دادن دیدگاه خود نسبت به آن، می توانید احساسات خود را عوض کنید. اگر کسی دیر به سر وعده می آید، بی تفاوت باشید و از وقت آزادی که به دست آورده اید لذت ببرید. اگر کسی بی ادب و پرخاشگر است این گونه فکر کنید که او خودش را کوچک و حقیر می کند، نه شما را.

*ذهن و روح خود را شاد کنید:

ذهن و روان خود را با دیدن و شنیدن کارهای هنری یا خواندن دعا و قرآن، بیارایید. از نمایشگاه های هنری دیدن کنید و به موسیقی آرام یا تلاوت قرآن یا دعا گوش فرا دهید. نگاه خود را بر روی یک گُل متمرکز نمایید. کاغذ و قلمی بردارید و منظره زیبایی را نقاشی کنید و یا در پارک قدم بزنید و یا در یک کلاس هنری ثبت نام کنید.

*برای آینده برنامه ریزی کنید:

حتما برای خود برنامه های تفریحی تدارک ببینید، چرا که چشم انتظار بودن برای برنامه های تفریحی نیز آرام بخش بسیار خوبی است. فهرستی از برنامه های لذت بخش تهیه کرده و برای انجام آنها برنامه ریزی کنید؛ مثلا به زیارت یک مکان مقدس بروید، برنامه ای برای قرار ملاقات با یک دوست خوب و یا خرید کتاب مورد علاقه تان بگذارید. با این کارها بلافاصله احساس دلپذیری خواهید کرد.

منبع:سایت تبیان




طبقه بندی: خانواده و زندگی،
[ جمعه 15 اردیبهشت 1391 ] [ 04:51 قبل از ظهر ] [ علی اکبر غلامی ]

به ندای قلبت گوش بسپر، زیرا قلب تو همان جایی است که گنجت نهفته است.

وقتی همه روزها یکسان باشند، معنایش آنست که آدم دیگر نمی‌تواند حوادث نیکی را که با هر گردش

خورشید در آسمان در زندگی‌اش رخ می‌دهد، درک کند.

تاریک‌ترین ساعت پیش از طلوع خورشید فرا می‌رسد.


دیگران فکر می‌کنند دقیقا می‌دانند ما باید چطور زندگی کنیم، اما هر گز نمی‌دانند چگونه باید خودشان زندگی کنند.


هر که باشی و هر کار بکنی‌، وقتی چیزی را از ته دل طلب می‌کنی، از این روست که این خواسته در روح جهان متولد شده.


تحقق بخشیدن به افسانه شخصی یگانه وظیفه‌ی آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است.


برای آموختن تنها یک روش وجود دارد: عمل کردن.


روح جهان بخشی از روح خداوند است، و روح خداوند روح خود ماست.


راز خوشبختی اینست که همه شگفتی های جهان را بنگری و هرگز رسالت و هدف خود را از یاد نبری.


تنها هنگامی حقیقتی را می‌پذیریم که نخست در ژرفای روحمان انکارش کرده باشیم.


افسانه‌ی شخصی چیزیست که همواره آرزوی انجامش را داری.


ترس از رنج، از خود رنج بدتر است. و هیچ قلبی، تا زمانی که در جستجوی
رویاهایش باشد، هرگز رنج نخواهد برد.

به ندای قلبت گوش بسپر، قلبت همه چیز را می‌داند، چون روح جهان را می‌بیند و یک
روز نزدش باز خواهد گشت.


طبیعی است که از مبادله تمام آنچه به دست آورده‌ای، با یک رویا بترسی، اما نترس.


معمولاً مرگ باعث می‌شود انسان زندگی را بیشتر احساس کند.


زندگی برای کسی که افسانه‌ی شخصی خویش را می‌زید سخاوتمند است.


هنگامی که عشق می‌ورزیم، هیچ نیازی به درک آنچه رخ می‌دهد نداریم چون همه چیز
در درون ما رخ می‌دهد.


کسی که در سرنوشت دیگران دخالت کند، هر گز سرنوشت خود را کشف نخواهد کرد.


عشق هر گز انسان‌ها را از رویاهایشان جدا نمی‌کند.


گاهی در زمانی به کوتاهی یک فریاد ساده، همه چیز در زندگی زیر و رو
می‌شود پیش از آن که آدم بتواند خود را به آن عادت دهد.

در آن چه می‌کنی، عشق را بجوی، و آن را در اثر خویش تجلی بخش.

آدمها دنیا را به همان صورتی می‌بینند که دوست دارند باشد، و نه به صورتی که هست.
جهان بیگانه وجود ندارد، جهان تازه وجود دارد.


هنگامی که آرزوی چیزی را داری، سراسر کیهان همدست می‌شود تا بتوانی این آرزو را
تحقق بخشی.

همه نمی‌توانند به یک شکل رویا ببینند.


هر گز نباید آرام گرفت، حتی اگر راهی بس دراز پیموده باشی.


هر انسانی روی زمین گنجی دارد که انتظارش را می‌کشد.


هر جست و جو، با بخت تازه کارها آغاز می‌شود و با آزمون پایداری فاتحان به پایان می‌رسد.


ماییم که روح جهان را تغذیه می‌کنیم و زمینی که بر آن زندگی می‌کنیم، بهتر یا بدتر می شود
اگر ما بهتر یا بدتر شویم.


وقتی از ژرفای قلبت چیزی را بخواهی، به روح جهان نزدیک تری. روح جهان همواره نیروی مثبتی است.


راز آینده در اکنون است، اگر به اکنون توجه کنی. می توانی آن را بهتر کنی. و اگر
اکنون را بهتر کنی، آن چه پس از آن رخ می دهد هم بهتر می شود.

همواره کسی در جهان هست که انتظار دیگری را می‌کشد چه در وسط صحرا و چه در
شهری بزرگ، و هنگامی که اینان به هم بر می‌خورند و نگاهشان با هم تلاقی می‌کند،
سراسر گذشته و سراسر آینده اهمیت خود را از دست می‌دهد و تنها همان لحظه وجود خواهد داشت.


خدا آنجاییست که به او اجازه ورود بدهند.


به آن چه پشت سر گذاشته‌ای فکر نکن، همه چیز در روح جهان ثبت شده
و برای همیشه در آن خواهد ماند.


بی آرزوی زیستن افسانه‌ی خویش، نمی‌توان گنج افسانه شخصی را یافت.
جهان تنها بخش مرئی خداوند است.


تنها یک چیز می‌تواند تحقق یک رویا را ناممکن کند، ترس از شکست.

منبع"سایت نوین کتاب گویا "




طبقه بندی: نگاه متفاوت،
[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 06:09 قبل از ظهر ] [ علی اکبر غلامی ]

روزی روزگاری تاجر  ثروتمندی بود كه دارای چهار همسر بود.از میان آن ها همسر چهارمش را بیشتر از همه دوست داشت.تاجر با خرید هدایای گران قیمت علاقه اش را به این همسر ابراز می كرد و با لطافت بسیار با وی رفتار می نمود.او بهترین هر چیزی را برایش كنار می گذاشت.تاجر همسر سومش را هم دوست داشت .چنان كه به او مغرور می شد و افتخار می كرد.هر جا كه قرار بود برود با او می رفت و همواره وی را به دوستانش نشان می داد.اما ترسی همواره در دل تاجر بود كه مبادا او تركش كند و با كس دیگری بگریزد.همسر دوم تاجر هم مورد علاقه ی او بود خیلی قابل اعتماد و صبور بود.تاجر هرگاه با مشكلی مواجه می شد به سراغ او می رفت و آرامش خود را باز می یافت او هم به تاجر اعتماد به نفس می داد و توان از دست رفته اش را باز می گرداند.و ذهنش را آرام می كرد. همسر اول تاجر بسیار وفادار بود . او همواره در تمامی موفقیت های تاجر وی را حمایت می كرد .وظیفه ی خانه داری هم به عهده ی او بود .با این حال  تاجر به او توجه نمی كرد و پاسخ عشق بی دریغ او را هیچ گاه نمی داد.یك روز تاجر بیمار شد و دریافت كه رفتنی است. زندگی مرفه و اشرافی خود را از جلوی چشمانش گذراند و با خود گفت: اكنون چهار همسر دارم اما اگر بمیرم تنها خواهم شد خیلی تنها.از این رو سراغ همسر چهارم خود رفت و و گفت: من در این دنیا بیش از حد تو را دوست داشته ام و برای تو بهترین ها را فراهم كرده ام حالا كه من در حال مرگ هستم آیا با من می آیی و مرا همراهی می كنی؟ همسر چهارم گفت: به هیچ وجه. و راه خود را گرفت و رفت.پاسخ او هم چون تیری بر قلب تاجر فرو رفت با دلی شكسته درخواستش را با همسر سومش در میان گذاشت. اما او هم بلافاصله گفت: نه نمی توانم .تصمیم دارم پس از مرگت با کس دیگری ازدواج کنم.

زندگی در نظر تاجر غمگین کم رنگ تر شد .او از همسر دومش مصرانه خواست که بپذیرد .گفت: من هرگاه کمک خواسته ام تو یاورم بوده ای ،آیا این بار هم مرا یاری می کنی ؟

همسر دوم با ناراحتی گفت : این بار نمی توانم . اما  برای تو هر هفته خیرات می دهم و گل می فرستم.

حرف های همسر دوم مانند صاعقه قلب رنجور تاجر را درید و ویران کرد.

ناگاه ندایی شنید: من با  تو می آیم ، من تو را همراهی می کنم ، هر جا که بروی با توام.تاجر گریست ،همسر اولش را دید که تکیده و رنجور از سوء تغذیه به نزد او می آید.تاجر با شرمساری است نحیف او را گرفت و گفت: حالا می فهمم که باید در تمام این مدت قدر تو را می دانستم و برای تو هر چیز را مهیا می کردم.

در واقع ما همگی چهار همسر داریم.

همسر چهارم ما جسم ماست که همه چیز برای زبایی و تغذیه ی او صرف کرده ایم اما پس از مرگ خیلی زود مما را ترک می کند.

هکسر سوم ما ،ثروت و اموال ماست . وقتی ما می میریم بلافاصله به دیگران می رسد.

همسر دوم خانواده ، فرزندان و دوستان ما هستند که به رغم نزدیکی و همراهی ما در زمان حیات ، پس از مرگ فقط تا سر گور ما می توانند بیایند.

و همسر اول روح ماست که ما آن را فراموش کرده ایم و در پی کسب ثروت و رفاه و لذایذ جسمانی هیچ گاه به فکر تغذیه ی مناسب برایش نبوده ایم.

منبع:رشد آموزش راهنمایی تحصیلی دی ماه 1390




طبقه بندی: نگاه متفاوت،
[ شنبه 27 اسفند 1390 ] [ 12:59 بعد از ظهر ] [ علی اکبر غلامی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 22 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :